به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین سیداحسان رفیعی علوی، عضو هیئت علمی و رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع) در یادداشتی با محوریت «الهیات و جامعه» و با عنوان «شب قدر انقلاب: بایدها و نبایدها» آورده است؛
بیتردید در تقویم انقلاب اسلامی، اکنون ملت ایران در لحظهای میایستاده که میتوان آنها را «شب قدر تاریخ انقلاب» نامید؛ لحظههایی که در آن، مسیر آینده رقم میخورد و جامعه ایمانی بر سر یک دوراهی واقعی قرار میگیرد : ارتقاء یا قهقرا.
مرور چند تداعی از سنتهای الهی در چنین اوقاتی میتواند ما را از پراکندگی، شتابزدگی و خطای جمعی نجات دهد و به «راه درست عمل» نزدیکتر کند.
۱) استعاره شب قدر: لحظههای سرنوشتساز و فریضه بیداری
در الهیات شیعی، شب قدر شبی است که تقدیرها رقم میخورد و انسان اگر بیدار بماند، میتواند از آن شب «عبور تمدنساز» بسازد. بیداری در شب قدر فقط بیدار ماندن جسم نیست؛ بیداری دل و عقل است: توجه لحظهبهلحظه به خداوند، و مراقبت از غفلتهایی که به ظاهر عقلانیاند اما روح را تهی میکنند. امروز نیز در چنین لحظهای، هیچ چیزی به اندازه بیداری و حضور آگاهانه پیشبرنده هویت فردی و اجتماعی ما نیست.
در این ایام باید مراقب باشیم که شیطان ــ آنگونه که در سنت دینی آمده ــ با «ترسها» ما را از یاد خدا غافل نکند؛ ترس از آینده، ترس از تهدید، ترس از خلأ، ترس از فروپاشی، و حتی ترسهای نقابزده در لباس تحلیلهای بهظاهر عقلانی. اگر «ترس» فرمانده جان ما شود، رزق الهی امید و بصیرت از جامعه جمع میشود. جامعه ایمانی در این شبها باید به عقلانیتی تکیه کند که ریشه در توحید دارد: خدا هست و کافی است؛ اما این «کافی بودن» یعنی ایستادن، نه خوابیدن؛ یعنی مسئولیت، نه رها کردن.
۲) قدر و شهادت: دو نعمت امیدآفرین جمعی
شب قدر از آن رو نعمت است که روح توحید را در کالبد انسان میدمد و او را از سطح زندگی روزمره به آستان معنا میبرد و این برای فرد در قالب جامعه تجلی می یابد. شهادت نیز از آن رو نعمت است که انسان را در محضر خداوند به «شهود» نزدیک میکند و جامعه را با حقیقت فداکاری و صدق مواجه میسازد. قدر و شهادت هر دو امیدآفریناند؛ به شرط آنکه غفلت نکنیم و خود را در جریان رحمت الهی قرار دهیم. اگر شهادت بهتزدگی بیاورد و قدر به بیعملی ختم شود، نعمت تبدیل به امتحانی میشود که از آن سربلند بیرون نمیآییم.
۳) قدر و معرفتاندوزی: بهترین عبادت شبهای سرنوشت
در شب قدر، یکی از بهترین اعمال، معرفت است: گفتن و شنیدن سخن عمیق، پاکسازی درون از طاغوتهای پنهان، و نفی طاغوتهای بیرونی با «لا اله الا الله» ی که در رفتار جاری است. جامعهای که در لحظههای سرنوشتساز، به جای معرفت، به شایعه و هیجان و حدسهای سست پناه ببرد، مسیر خود را با دست خودش تار میکند. در این شبها باید «معرفت درست» را چراغ راه کرد؛ معرفتی که هم آرام میکند، هم مسئول میسازد.
چند درس عملی برای جامعه ایمانی
۱.از شهادت امام شهید، بهتزده و زمینگیر نشویم
در چنین ایامی، پرسش رایج میان مردم گاهی به دو انحراف میرود: یا فقط دنبال «مقصر» میگردد تا خشم را تخلیه کند، یا در مسیر «عرفانورزیهای بیپایه» و تفسیرهای بیضابطه میافتد. هر دو میتواند ابزار غفلتانگیزی شیطان شود: یکی با پراکندن ذهن، دیگری با تخدیر عقل. پرسشگری لازم است، اما پرسشگری هدایتشده؛ نه پرسشگری بیفرجامی که جامعه را فرسوده کند.
۲.خودمان را از مردم دریغ نکنیم: عبادتِ حضور را جدی بگیریم
برخی از ما در این شبها خود را خانهنشین میکنیم؛ به نام ملاحظه، به نام امنیت، به نام احتیاط. اما باید دید امروز «واجب بزرگتر» چیست. جامعه ایمانی با حضور زنده میماند: در میان مردم بودن، شنیدن، گفتن، آرام کردن، رشد دادن و رشد کردن. اکنون شاید هیچ عبادتی برای بسیاری از ما بالاتر از «عبادت حضور مسئولانه» نباشد؛ حضوری که نه هیجانی است و نه بیمحاسبه، اما صحنه را خالی نمیکند.
۳.ناوبری را به خدا بسپاریم و اعتماد عمومی را قربانی حدسها نکنیم
طبیعی است که برخی به دنبال تدبیر و تحلیل درباره جانشینی و آینده باشند و گزینهها را مطرح کنند. نیت بسیاری خیر است. اما بلندنگری اقتضا میکند که بدانیم میدان حدس و گمان در این چند روز، بیش از آنکه سود داشته باشد، میتواند سرمایه اجتماعی را آسیب بزند.
جامعه امروز بیش از هر چیز به اعتماددهی نیاز دارد، نه اعتمادزدایی. زمان آن است که دلها را آرام کنیم، وحدت را تقویت کنیم، و اجازه ندهیم «گمانهزنی» جای «اطمینان» بنشیند. امر ولایت، اگر قرار است منکشف شود، با حفظ آرامش و رشد عقلانیت جمعی روشنتر خواهد شد. فراموش نکنیم که این حدس و گمان ها در فردا کشف ولی یا زحمت همراهی ما را با او سخت خواهد کرد یا سرمایه بخشی از مراجع فکر را نابود خواهد کرد.











نظر شما